کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

شاعر : مجتبی صمدی     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن     قالب شعر : غزل    

بـیا که محـفـل ما بی‌تـو آسـمانی نیست            اگر نظـر نکـنی اشک دیدگـانی نیست

تو پـیـر گـریـۀ مـایی مـرا دعـائی کـن            که بی‌دعای تو خیری در این جوانی نیست


بهار بـودن من دیـده‌های نـمـناک است            به روضه‌ها که ببارم دگر خزانی نیست

چـقدر دوری از تو ز گریه دورم کرد            برای وسعت این رزق جُز تو بانی نیست

شباهـت من و تو این لـباس مِشکی شد            وگرنه بهـر رسیدن به تو توانی نیست

گذشت هم رمضان و گذشت هم عرفه            هنوز غـرق گـناهـم غـمم نهانی نیست

به دست های عـمویت بگـیر دست مرا            که بهتر از تو مرا چاره و اَمانی نیست

بـیـا به روضـۀ دسـتِ قَـلـم سـراسـیـمه            بیا و روضه بخوان جز تو روضه خوانی نیست

مگر چه بوده عمودی که بر سرش آمد            که بهر ساقیِ طفلان لب و دهانی نیست

ز علقـمه که می‌آمد حسین شَک کردند            صدا زدنـد که بـابـای ما کـمانی نیست

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل تحریفی بودن حذف شد زیرا قصۀ تیر به چشم حضرت عباس خوردن در هیچ کتاب معتبری نیامده است و مستند و صحیح نیست، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

بیـا بگـو که عـلـمـدار بر زمـین اُفـتـاد            ز چـشم پـاره بگـو قـدرت بیانی نیست

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد شیرازی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مثنوی

پشت و پـناه خـیمه برایت دلم شکست           از سوز بانگ أدرِک أخایت دلم شکست

این‌ها جـمال حـیدری‌ات را نظر زدند           چندین هـزار تیر سویت بی‌خـبر زدند


من ماندم و مصیبت و غم آن هم این همه           با چـشـم خـیـس آمده‌ام سـوی عـلـقـمه

رخـت سـیـاه بـر تـن افـلاک مـی‌کـنـم           خـونابه از دو چـشم ترت پاک می‌کنم

پیچیده در زمین و زمان عطر مُشک تو           جانـم فـدای تـشـنگی و کـام خشک تو

بر چـشم‌های محـترمت بـوسه می‌زنم           بر دست مانده بر علمت بوسه می‌زنم

با نیـزه‌های شان جگـرت را گسسته‌اند           با خـنده‌های شان کـمرم را شکـسته‌اند

برخـیـز و التـمـاس مرا مسـتجاب کن           حـداقـل نـظـاره بـه اشـک ربـاب کـن

من‌ مانده‌ام چگونه به سوی حرم روم           اصلا بگو چگونه سوی دخترم روم؟!

سقـای بـی‌مـثـال و قـریـنـه بـلـنـد شـو           عـباس جان، به جان سکـیـنه بلـند شو

منـظـومـه‌ام بـدون قـمـر می‌شود نـرو           بر سوی اهل خـیمه نظر می‌شود نرو

اصـلا بـگـو چه کـار کـنم بـا قـبـیـله‌ام           وقـتی که می‌روی تو کـفـیل عـقـیـله‌ام

بایـد زنـان لـباس اسـارت به تن کـنند           گـریـه برای غـارت گـودال من کـنـند

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : موسی علیمرادی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن قالب شعر : غزل

چشمت شبیه بختم در خواب غم فزایی است            واکن دو چشم تر را وقت گره گشایی است

پلکی بزن دلـم را آزاد از این قـفـس کن            مژگان چشم‌هایت مفـتاح دلگـشایی است


یک عمر مُهر برلب چون غنچۀ خموشی            گل بانگ ای برادر فریاد از این جدایی است

هر زخم بر تن تو چشمی است غرق در خون            هر تیر بر تن تو مژگـان در حنایی است

دسـت بُــریـده‌ات را بـر دیـده‌ام کـشـیـدم            بر چشم بی‌فروغم این دست توتیایی است

هـر روزن زره را این تـیـرها شـمـردند            بر قـامت بلـندت از نـیـزه‌ها قـبایی است

چیزی نمانده از تو غیر از غـبار سرخی            از بار تیغ و نیزه جسمت در آسیایی است

بـرخـیـز بـا نـگـاهـت آرام کـن حـرم را            کشتی شکستگان را چشم تو ناخدایی است

از دخـتـرم مـگـیری روزی شـانـه‌ات را            بعد از تو خار صحرا رزق برهنه پایی است

بر شیـر خـواره‌ام نه کن بر رباب رحمی            این خنده‌های دشمن سرشارِ بی‌حیای است

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : مهدی مقیمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بی‌تو به خیمه رفتنِ من اولین غم است            حال رقـیه‌ام ز غـمت دومین غـم است

ایـنهـا به یک کـنار، نـوامـیس، بعـد تو            بی‌پشت و بی‌پـناه بمانـند، این غم است


امـروز غــم زیـاد نـصـیـبـم شـده ولـی            آنکه شکسته این کمرم را همین غم است

اینکه پس از تو سمت حرم هجمه می‌برند            یک بار از یسار و سپس از یمین غم است

ضربه زیاد خـورده‌ای و بین این همه            این که شکافته سر تو تا جبین غم است

زهرا که بر غم تو ز نزدیک گریه کرد            از داغ تو خبر شود اُمُّ البنین غم است

هـنگـام آمـدن طـرفـت دیـدنِ دو دسـت            در خاک و خون کنار علم بر زمین غم است

از روی نیـزه ایـنکه ببـیـنـیـم ما دو تا            سیلی خورَند اهل حرم بدترین غم است

توهین شمر و حرمله جای خودش ولی            والله ضرب سیلیِ زجرِ لعین غم است

سِنّی گذشته از من و وای از سه ساله‌ام            دندان اگر که بشکند از این سِنین غم است

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : امیر خورسند نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

آرزوی قمرت نقش بر آب است حسین            بعد از این خیمۀ خورشید خراب است حسین

دست عباس که افتاد حرم ریخت به هم            نگرانی پس از این حفظ حجاب است حسین


مشک ساقی هدف تیر و کمان ها شده است            گوئیا بخت علمدار به خواب است حسین

آب پاکی به روی دست ابالفضل که ریخت            نـالۀ اهل حـرم وای رباب است حـسین

عـرق شـرم چکـیده است ز پـیـشانی او            عرق شرم چه گویم که گلاب است حسین

حرف تاراج حرم  در دل لشکر پیچـید            گوئیا غارت این خیمه ثواب است حسین

عاقـبت خـیـمۀ خـورشـید سـتونش افـتاد            بعد از این ام بنین خانه خراب است حسین

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : علی صالحی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

دستی که سهم دست تو شمشیر کرده است            سهم رقیه را غل و زنجیر کرده است

مویـم سـفـید بود، قـدم هـم خـمـیده شد            آری مـصیبت تو مرا پـیـر کرده است


ماهِ هزار تکّه! شدی پخش روی خاک            نیزه تو را در علقمه تکثیر کرده است

در حیرتم که قدرت یک ضربۀ عمود            سردار را چگونه زمینگیر کرده است

بد جـور بین ابـرویت از هـم شکـافـته            اصلاً تمام شکل تو تغـیـیر کرده است

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل تحریفی بودن حذف شد زیرا قصۀ تیر به چشم حضرت عباس خوردن در هیچ کتاب معتبری نیامده است و مستند و صحیح نیست، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

آرام بـاش تـا که ز چـشـمت در آورم            تیر است یا که نیزه؟ چرا گیر کرده است؟

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : محمود اسدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

ای اذان گوی حرم، شبه پیمبر چه کنم            تو بگـو با غمت ای لالۀ پرپر چه کنم

قدرتی نیست به زانـو که قـدم بـردارم            شد زمین خوردنم امروز چو حیدر چه کنم


زنـده شـد در نـظـرم یاد مـدیـنـه اکـبر            شده پهلوی تو چون پهلوی مادر چه کنم

غیر مـمکن شده تا بوسه بگـیرم از تو            بس که پاشیده شده جسم تو اکبر چه کنم

لحظۀ جمع تو یک جمع به من خندیدند            با تن ریخـتـه‌ات در بر لشکـر چه کنم

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل تحیفی بودن مطالب و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع؛ حذف شد.

زنـده زنـده بدنت را همه کـنـدند عـلی            بـیم دارم که بُـریـده بـشود سر چه کنم

نیمی از جسم تو را روی عبا چیدم من            سر مقراض کمی مانده ز پیکر چه کنم

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : محسن مرادنوری نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

گـفـتم عـصای پـیـری بابا شوی، نشد            اللهُ اکـبــری بـه اذان‌هـا شـوی، نـشـد

من آمـدم که باز هم آغـوش هم شویم            می‌خـواستم تو نیـز مهـیـا شوی، نشد


کارَت دگر ز مرهم و دارو گذشته است            چـیـدم کـنار هم که مـداوا شوی، نشد

با دست خویش لختۀ خون از دهان تو            بیرون کشیده‌ام که تو احیا شوی، نشد

برخیز و باز غیرت خود را نشان بده            از قـصد، عـمه آمده تا پا شـوی، نشد

خـیـلی تـلاش کـرده‌ام امـا نـمـی‌شـود            می‌خواستم که روی عبا جا شوی، نشد

: امتیاز

تشریح شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : محمدحسن بیات لو نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

گـرفـته بر سـر دامن سـر جـوانـش را            و داده است ز کف طاقت و توانش را

برای اینکه ببـیند جـوان خود را خوب            نشست و پاک نمود اشک دیدگانش را


صدای خـنـده‌شان تا رسید نفـرین کرد            ز سوز سیـنۀ خود جـمع دشـمنـانش را

بـرای این که بگـوید دوبـاره یک بـابـا            گرفـت خـون مـیـان لـب و دهـانـش را

مـردد است که تا خـیمه‌ها که را بـبرد            تن شـریف جـوانش یا قـد کـمانـش را؟

و ساعتی پس از این روی نیزه می‌بیند            سر عـزیز خـودش را سر جـوانش را

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت­ های معتبر حذف شد زیرا بر خلاف آنچه گفته میشود مطابق با اسناد کتب معتبر همچون: تاریخ الامم والملوک ج۵ ص ۴۴۶؛ الارشاد ج۲ص ۱۵۸؛ اللهوف ۹۹؛ مُثیرُالأحْزان ۲۴۸؛ الکامل فی‌التّاریخ ج۱۱ ص ۱۸۴؛ مَقْتَل خوارزمی ج۲ ص ۲۷۳؛ إعْلام الوَری ۳۴۶؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۴۴؛ منتهی الآمال ۴۴۲؛ نفس المهموم ۲۷۰؛ کبریت احمر ۱۸۵؛ مقتل امام حسین ۱۵۳؛ مقتل مقرّم۲۳۱؛ قمقام ۴۳۳؛ مقتل جامع ج۱ ص ۸۲۰ و .... سیدالشهدا علیه‌السلام خواهرش حضرت زینب را از روی جسم غرقه بخون علی اکبر بلند کرد و دلداری داد، داستان ساختگی دلداری حضرت زینب به سیدالشهدا علیه‌السلام برای اولین در قرن چهاردهم در کتاب معالی السبطین آنهم بدون هیچ سندی تحریف شده است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده یا در همین جا کلیک کنید.

رسـید بانـویی و از زمـین بلـندش کرد            به دست خویش نگه‌داشت او و جانش را

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد وزنی و سکت موجود در مصرع دوم بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

مـردد است که تا خـیمه‌ها که را بـبرد            تـن جـوانش را... یـا قـد کـمـانـش را؟

مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : مصطفی محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

حــتـی تــصـوّر غــم دنـیــا بــدون تـو            آتـش کـشـیـده بـر جـگـر مـا بـدون تـو

چیزی بگو به خاطر بابای مضطـرت            جانـش رسـیده است به لـب‌ها بدون تو


بالای پـیـکـر تو تـمـام حـسـین ریخـت            چـیـزی نـمـانـده است ز بـابا بـدون تو

اینکه دوباره قـامت او راست می‌شـود            افــتــاده بـیـن شـایـد و امــا بــدون تـو

وقتی توان حرف زدن در گلوت نیست            ای اُف به هر چه نغمه و آوا بدون تو

از نیزه‌ای که خورده به پهلوی اطهرت            افـتـاده یـاد پـهــلـوی زهــرا بـدون تـو

با تیغ و نیزه جسم تو را پخش کرده‌اند            جایی نمانـده است به صحـرا بدون تو

تو می‌روی و بـاد سـراسـیـمـه می‌بـرد            داغ تـو را به خـیـمـه زن‌هـا بـدون تو

قبل از غروب بود سرش روی نیزه رفت            طاقـت نـداشت مـأذنـه‌ات را بـدون تـو

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد روایی و همچنین عدم رعایت شأن اهل بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و حفظ بیشتر حرمت و شأن اهل بیت که مهمترین وظیفه هر مداح است؛ بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده یا در همین جا کلیک کنید.

از بسکه نیزه روی نیزه به پهلوت خورده است            افـتـاده یـاد پـهــلـوی زهــرا بـدون تـو

تو می‌روی و بـاد سـراسـیـمـه می‌وزد            در خـیـمه سوی چـادر زن‌ها بدون تو

بیت زیر به دلیل مستند نبودن مطالب مصرع اول و به منظور انطباق با روایات معتبر تغییر داده شد.

با نعـل تازه جسم تو را پخـش کرده‌اند            جایی نمانـده است به صحـرا بدون تو

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : یاسر مسافر نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

آسمان در نظرت تیره شده چون دود است            تشنگی از لب خشکـیدۀ تو مشهود است

قطعه قـطعه شدنت را همگی خـندیـدند!            کوفیان را ز قدیم عاطفـه‌ها کمبـود است


چه بـلایی به سرت آمـده ایـنگـونه شدی            راه سینه‌ت پسرم بسته شده مسدود است

عـمه‌ات را بـنـگـر بـا غـم انـدوه رسـیـد            دشـمنت را بنگـر که چـقدر آسوده است

هرچه کردم نشد از روی زمین ات ببرم            قطعه‌های بدن توست که نا محدود است

آه ای اهــل حــرم زود بـه دادم بـرسـیـد            اینکه مثله شده است دار و ندارم بود است

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : سیدپوریا هاشمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

مجلس ختم حسین است! علی محتضر است!            داغ جـان دادن اولاد به قـلـب پـدر است

این علی نیست فقط احمد و حیدر هم هست            روضه‌اش بین محرم رمضان و صفر است


یا پـسـر مُـرده شـده یـا که بـرادر مُـرده            هرکجا دیدی اگر دست کسی بر کمر است!

پُـر شـده کـل بـیـابـان ز عـلی بن‌ حسین            این پسر دیگر ازین‌ لحظه هزاران‌ پسر است

سر زخمش سر مولاست که‌رفته به سجود            پهلویش‌ پهلوی زهراست که در پشت در است

یک طرف تیغ زیاد و طرفی نیـزه زیاد            یکطرف کم‌شده و یکطرفش بیشتر است

در عـبا قطعه به قطعه علی اکبر چـیدند            یا که در طشت حسن اینهمه پاره جگر است

ای جـوانـان بـنی هـاشـمی آمـاده شـویـد            که دگر‌ مـوقـع تـشیـیع تن دو نفـر است

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

پُـر شـده کـل بـیـابـان ز عـلی بن‌ حسین            سه پسر دیگر ازین‌ لحظه هزاران‌ پسر است

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع حذف شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!!  آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!

صحبت مـعـجـر زینب شـد و پـا شـد آقا            چه کند؟زینب کبرای حرم در خطر است

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : احمد شاکرى نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

تمام غـیرت من زیر دست و پـا مـانده            دوبـاره دسـت دلـم غـرق ربّـنـا مـانـده

کبوترانه تو هم پر زدى و عشق شدى            نگـاه حـسرت من بـین روضه‌ها مانده


براى فـاتحـه‌خـوانى زبـان نمی‌چـرخد            امان بُریـده ز من باز بغـض وامـانـده

زمانه بى تو عزیزم چه زود پیرم کرد            زمانـه بعـد تو اصلا بـگـو چـرا مانـده

ببین چه لشکر ما بى تو سوت و کور شده            چـرا صـداى تو در سـیـنۀ تو جا مانده

شبیه مـادرمان سیـنـه‌ات ترک خـورده            دوبـاره در غـم سخـتى قـدم دوتا مانده

بـلـنـد قـامـت مـن روى خـاک افـتـادى            پدر نشـسـته و یک جسم در عـبا مانده

نفس بکـش پسرم تا که جان بگیرم من            هـنوز روضـۀ سـلـطان کـربـلا مـانـده

هـنـوز درد غـریـبـى هـنـوز تـنـهـایـى            هـنـوز اشـک یـتـیـمـى بـچـه‌ها مـانـده

به وسعت هـمۀ دشت جا به جا شده‌اى            چگونه خـیـمه برم پـیکـرت کجا مانده

بـلـنـد شـو پـسـرم تا نـبـیـنـم عـمـۀ تـو            میـان حـجـمۀ یک مـشت بی‌حـیا مانده

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید زیرا در مقاتل معتبر تصریح شده قبل از رسیدن سیدالشهدا عليه‌السلام حضرت علی اکبر به شهادت رسیده بودند؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

نفس بکـش پسرم پا زمین مکـش اکبر            هـنوز روضـۀ سـلـطان کـربـلا مـانـده

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : رضا رسول زاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

بر زمین جـز بدن پـرپـر تو نیست علی            گوشه‌ای جمع چرا پیکـر تو نیست علی

نفس آهسته بکش، دور و برت لاله نکار            غیر خونابه که در حنجر تو نیست علی


خواستم بوسه زنم بر تن زخـمی شده‌ات            جای سالم که ز پـا تا سر تو نیست علی

عمه‌ات هـست برای من و تو گـریه کند            خوب شد کرب و بلا مادر تو نیست علی

بس که تغـییر نمودی به خودم می‌گویم:            این به خون خفته علی اکبر تو نیست، علی

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : محسن حنیفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلین قالب شعر : غزل

گرفته دست‌های خیمه دامان جوانش را            علی که میرود پس خیمه داد از دست جانش را

پسر طاقـت ندارد تا ببـیـند اشک بابا را            پدر طاقت ندارد رفـتن سرو روانش را


نوای العطش از عمق جان علقمه برخاست            میان کـام بـابـا می‌گـذارد تـا زبـانـش را

عنان مرکبش رفت از کف روح الامین بالا            به دست نیزه بخشیده است انگاری عنانش را

پدر بی تاب چون ابربهاری؛ اشک می‌ریزد            به چشم خویش دیده برگ ریزان خزانش را

پدر از چشم هایش پیش او دُرّ نجف می‌ریخت            بشوید تا عقیق سرخ اطراف دهانش را

پدرصورت به صورت میگذارد روضه میخواند            پسرهم می‌دهد دق ؛ ذرّه ذرّه روضه خوانش را

اذان ظهر معـمولا مناره اشک می‌ریزد            به روی نیزه وقتی سردهد اکبراذانش را

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : رضا رسول زاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

وقتی که پیکـر پسـرم تکّه تکّه شد            آهی کـشیدم و جگـرم تکّه تکّه شد

تـاریکـی آسـمـانِ امـیدِ مرا گـرفت            تـنها سـتـارۀ سـحـرم تکّـه تکّـه شد


درهم شکست تا که ستون خیام من            قلب تـمـام اهـل حـرم تکّـه تکّه شد

این جذر و مد نیـزه امان مرا بُرید            اکـبـر مـقـابل نـظـرم تکّـه تکّه شد

این ریز ریز ریخته روی زمین علی است!؟            زینب بـیـا، پـیامـبـرم تکّـه تکّه شد

دیدم شکاف پهلو و رفتم به پشت در            تـا مـیـوۀ دلـم به بـرم تکّـه تکّه شد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : رضا رسول زاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بر کـینه‌های کهنه ز حـیدر اضافه شد            به بغـض ها ز فـاتح خـیـبر اضافه شد

تا گـفت علی؛ مـنم نـوۀ مـرتضی علی            دیدم که چـله چله به لشکـر اضافه شد


هر کس که تیر و نیزه و شمشیر و سنگ داشت            بر حـلـقـۀ محاصره یکـسر اضافه شد

هی تیغ تیغ تیغ! عجب جذر و مدی است!            هی زخم زخم زخم به پیکر اضافه شد

وقتی که پهـلویش هـدفی راه دست شد            بر داغ او مـصیـبت مـادر اضـافـه شد

یک نـیـزه آخـر از بـدن او جـدا نـشـد            عضوی جـدید بر تن اکـبـر اضافه شد

جز هلهـله به گـوش صدایی نمی‌رسید            که نـاله‌های زینب مضطـر اضافه شد

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : موسی علیمرادی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در کنار نعش تو چـشمم سیاهی می‌رود            از شب عمرم چراغ صبحگاهی می‌رود

تا که دیدم ارباً اربا گـشته‌ای ای نازنین            جان من از پیکرم خواهی نخواهی می‌رود


تیغ ابرو و صف مژگان تو از دست رفت            می‌روی و از برم گـویا سپاهی می‌رود

در یم خون تکه‌هایت مثل ماهی می‌پرند            دست و پا که می‌زدی هر تکه راهی می‌رود

مثل کوهی بودی و از بس که غارت شد تنت            سوی خیمه از تو چندین برگ کاهی می‌رود

بر سرت تاجی است از خون و عبا تخت روان            گل بریزید اکبرم بر تخت شاهی می‌رود

یک علی رفته به میدان صد علی برگشته است            از شماره پاره‌ها چـشمم سیاهی می‌رود

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما به دلیل ایراد روایی پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق بیشتر با روایات معتبر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید زیرا در مقاتل معتبر تصریح شده است که قبل از رسیدن سیدالشهدا عليه‌السلام حضرت علی اکبر به شهادت رسیده بودند؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

این چنین که پیش چشمانم علی جان می‌کنی            جان من از پیکرم خواهی نخواهی می‌رود

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

تا که عـقابت با سوارِ خویش، پر زد            طوفانِ پائـیزی به بـاغ من ضرر زد

آه ای امیـد خـیمه‌ها!؛ وقـتی که رفتی            افتاد، از پا زینب و دسـتی به سر زد


بالا بـلـنـدم!؛ کـاش مـی‌بـسـتی نـقـابی            چـشمِ حـرامی‌ها تو را آخـر نظـر زد

ای سَروِ گـلزارم؛! خـمیدم تا که دیدم            گلچین؛ عصای پیری‌ام را با تبـر زد

»اولادُنا اَکـبادُنا» تفـسیرش این است            هر زخمِ تو؛ زخمِ عمیقی بر جگر زد

آییـنـۀ من!؛ بـا شکـستِ تو شـکـسـتـم            هر کس تو را زد؛ ضربه‌ای هم بر پدر زد

با هر رجز تا اینکه گفتی نام خود را            با بغض حـیدر؛ دشمنت هم بیشتر زد

ای کـاش، دیگـر هـیچ بـابـایی نـبـیـند            این آتـشـی کـه بـر دلـم داغ پـسـر زد

جان خودم را می‌دهـم؛ اما تو برگـرد            ای کاش می‌شد؛ چون به جان تو می‌ارزد

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام

شاعر : امیر عظیمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

تو کیستی که پدر اینچنین اسیر تو شد            جوان تـرین قـبـیله، قـبـیله پیـر تو شد

اذان بگـو که اذانت دل از بـلال ربود            صفا بـده به نـمازم، نـماز گـیر تو شد


تو می‌روی به سلامت، دعام پشت سرت            نگـاه عـمـۀ تو جـوشـنِ کـبـیـر تـو شد

برای العـطـشت، کـام تـشـنۀ من و تو            ببین بـرادرم عـباس سـربـزیـر تو شد

چقدر دور و بر تو شـلـوغ شـد نـاگـاه            چقدر دست اجـل راهی مـسـیر تو شد

چه آمده به سر من که خواهـرم زینب            ز خیمه آمده بیرون و مستجـیر تو شد

چه آمـده به سـر تـو، عـلـی اکـبـر من            کنار این تن پرپـر، حـسین پـیر تو شد

برای بدرقـۀ شـرحـه شـرحۀ جـسـمت            ببین پـیـمـبر خـاتـم عـبـابـگـیـر تو شد

: امتیاز

مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

شاعر : محمدجواد شیرازی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

غـافـلم، بـاز خـبـردارم کن            یوسف فـاطمه، بـیدارم کن

بـار سنـگـیـن گــنـاه آوردم            از سر لطف، سبک بارم کن


ای طبـیـبی که پی بیماری            نظـری بر دل بـیـمارم کن

آمدم تـوبه کـنم، پـاک شوم            مهربان، خالی از اغیارم کن

کمکم کن نروم سمت گـناه            با کتک هم شده وادارم کن

بین عـشاق حسین بن علی            بی‌بـهـایم، تو بـهـادارم کن

آمـدم بین عـزا جان بـدهـم            کـشـتـۀ قـافـلـه سـالارم کن

وسـط گـریه، میان روضه            لحـظه‌ای لایـق دیـدارم کن

بر غـم ذبح عـظـیم اصغـر            تا خود حـشر گرفـتارم کن

: امتیاز